نویسنده: فوزیه قریشی بوکانی
شیرِ مادر، تنها یک فرآیند فیزیولوژیک نیست؛ بلکه کتیبهایست به زبانِ جان که بر تنِ نحیفِ نوزاد حک میشود. در سکوتِ آن لحظاتِ مقدس که گویی زمان از حرکت باز میایستد، پیوندی شکل میگیرد که هیچ کلامی را یارای توصیفِ عظمتش نیست.
شیرِ مادر، عصارهی عصارههاست؛ کیمیایی که در آن، تمامیِ رنجها، امیدها، آگاهیها و زیستِ مادرانه، بدل به قطراتی حیاتبخش میشود تا بندبندِ وجودِ کودک، با مهرِ مادرانه قوام یابد.
از منظرِ یک نویسنده، تغذیه با شیرِ مادر را میتوان «نخستین روایتِ هستی» دانست؛ روایتی که در آن، مادر بدونِ نیاز به واژگان، الفبای امنیت و اعتماد را به فرزندش میآموزد.
این جریانِ سیال، نه فقط جسمِ کودک را در برابر ناملایماتِ جهانِ بیرون رویینتن میکند، که روانی آرام و قلبی مطمئن به او هدیه میدهد. گویی مادر با هر قطره، بخشی از آرامشِ درونی خویش را به ودیعه میگذارد تا فرزندش، فردا روزی، در تندبادهای زندگی، ریشهای عمیق در خاکِ عاطفه داشته باشد.
با این همه، باید بیاندیشیم که چقدر در قامتِ جامعه، حامیِ این شکوهِ بیبدیل بودهایم؟
روز جهانی شیر مادر، تلنگری است برای بازنگری در ساختارهای فرهنگی و اجتماعی. ترویج این فرهنگ، نه تنها تقدیر از یک کنشِ مادرانه، که احیایِ پیوندی است که جوامعِ مدرن، زیرِ آوارِ شتاب و مدرنیته، آن را به فراموشی سپردهاند.
بیایید جهان را به گونهای بازطراحی کنیم که مادر، در سایهسارِ حمایتِ آگاهانهی همگان، بتواند این میراثِ گرانبهایِ تکامل را با فراغِ بال به فرزندش پیشکش کند؛ چرا که فرزندانِ سیراب از عشقِ مادر، معمارانِ فردایِ مهربانترِ این سرزمیناند.منبع
صفحه اصلی